تبليغاتX
هستی و تغییر

هستی و تغییر

بهار می آید

بهار می آید

اوج تنافض سوز و سرما و هوای اعتدالی

به درونم می روم

بهار است؟

ناخوشایند

هنوز آثار لگد بر وجدان مجروحم هویدا

فرصت آهی در اندک زمانی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:11  توسط گودرز شفیفیان  | 

تجربه

بد شانس

این زمان به جهان

اجبار به این فضا

چندش ها

آزمایشگاه

تجربه و خطا

آه محتوا؟

الینه و از خود راه

آیا بی اعتنا  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 17:58  توسط گودرز شفیفیان  | 

منتشر شده در: كانون صنفي معلمان ايران(تهران) 

می شکافد دیوار،

تاریک کنار،

نوازش گوش جهان،

وعمق دل را نشان،

آزاده ای،پرنده ی قفسان،

وفریادش ،

آنگونه که اسطوره ،

زئوس و پرومته،

من معلم می مانم وتو،

از که این نفرت و کینه؟

مرا مزن که آواز عشق می خوانم،

چرا یکسر تاریک،

شعور نور آزار،

آموخته اندت،

اندیشه و از این گریزان،

باید عاشق شوی و انسان،

به درونم بیا،

برایت آرزوها،

اما نه به رنگ دعاهایت،

که سراسرآتش و دوزخ،

آرزوهای امید وعشق و لبخند،

مدتهاست چشم انتظار یک آسمان پر ستاره،

اما تو دائما تاریک خانه،

به دورنم بیا تا ترا دهم الگوها،

صمد معلم ماست،

ماهی سیا کوچولو،

الدوز و کلاغ ها

خانعلی و تخته سیا

فراری خفاش ها،

واما عزتی،

همیشه بوی باران،

عزیز در حافظه ی مردمان.

ایستاده همچو سروان،

جواب جوخه ی اعدام،

مرگ اگر مرد،

گو نزد من

آغوشش کشم تنگ تنگ،

بازهم من معلم می مانم وتو......

صمد معلم ماست،

خانعلی و عزتی،

و آزادگان 60 غروب،

واینگونه سر فرود.

30دیماه 1387

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 20:51  توسط گودرز شفیفیان  | 

علل پيشرفت كشورهاي بزرگ توجه به آموزش وپرورش است

منتشر شده در: كانون صنفي معلمان ايران(تهران)

پیشرفت هرکشوری درگروه آموزش وپرورشی علمی و پویاست. امروزه به تجربه ثابت شده،هرکشوری که دارای آموزش وپرورش علمی وپویا بوده است از نظر علمی وتکنیکی وصنعتی نیز پیشرفته تر بوده، واین کشورها سرمایه گذاری وبودجه ی لازم را دراین حوزه بخصوص به کار می گیرند،واز همان دوران کودکی سعی دارند،که به کودکان شخصیت علمی،خلاق ،مبتکر و استدلالگر بدهند،در دنیای امروز این مسئله از نظر تاریخی وجامعه شناختی به اثبات رسیده که جوامع بدوی ،بادیه نشینی ،بیابانگرد و عشایری در مقایسه با جوامع علمی وصنعتی پیشرفته دارای بینش اسطوره ای بوده و در برخی از آنها تاقرن بیستم همچنان به همان شیوه های انسانهای نخستین باقی مانده اند،اگر ما به تاریخ پانصد ساله ی اخیر جهان نگاهی بیفکنیم،واز دوره ی رنسانس که بشر بویژه بشر مغرب زمین وارد فاز تازه ای می شود،نه تنها خود به پیشرفت های چشمگیری از نظرفکری ،علمی ،تکنیکی وصنعتی میرسد،بلکه کل جهان را نیز تغییر می دهد،وجوامع شرقی که در یک حالت قرون وسطایی قرار داشتند،تغییر داد،وبر بسیاری آنها صدها سال سیطره پیدا کردند،و آنهاه را استعمار واستثمارکردند،اما بسیاری از آنها بخود آمدند وبا انقلابات عظیمی که در آنها بوجود آمد،نه تنها خود را از استعمار واستثمار رهایی دادند،بلکه امروزه خود به کشورهایی بزرگ وپیشرفته تبدیل شده اند،نمونه ی آنها در آسیا چین وهند است،که این تمدن با تمدن ایران که جزو قدیمی ترین تمدنهای بشری بودند،ونشیب و فرازهای زیادی راپشت سرگذاشتند،وامروزه این دو کشور،جزو ده کشور صنعتی جهان به شمار می روند،واین میسرنشده است مگر اینکه در زمینه ی آموزش وپرورش بویژه درچین سرمایه گذاری گسترده ای انجام داد،ونتیجه ی آن نیز اکنون بدست آمده است،البته این مقایسه نه اینکه ما بخواهیم بگوییم که آموزش و پرورش دردنیای مغرب زمین و یا چین وهند آن آموزش وپرورش مطلوب و انسانی وآن ایده آل مورد نظر می باشد،بلکه در مقایسه ی باخودمان می بینیم که به پیشرفت های عمیق و ژرفی رسیده اند. بنابراین برای رسیدن به یک آموزش وپرورش پویا،شرط اول آن است،که آموزش وپرورش همانند آنچه که صرف بودجه های دفاعی می شود،نیز در اولویت قرار گیرد،تا آموزش وپرورش دچار کسری بودجه نشود،لذاشرط اینکه یک آموزش وپرورش پویا و علمی باشد،باید معلمش از نظر معیشت ومنزلت تامین باشد،تادغدغه های ناشی ازمشکلات مالی جان و اندیشه ی اورا تسخیر نکند،وفکروذکر معلم خدمت به جامعه وآموزش وپرورش ودادن شخصیت علمی وانسانی به دانش آموز باشد. هنگامی که چنین شرایطی فراهم بیاید،آنوقت می توان به پیشرفت علم ودانش امیدواربود،ودردنیای امروز که هر لحظه یک اختراع و اکتشاف علمی تازه روی می دهد،اساس آن آموزش وپرورش علمی و پویا می باشد،دررسانه های جمعی ومطبوعات بسیاراز مسئولین می شنویم که ما باید تولید علم کنیم ،چرا در ایران نظریه پرداز ودانشمند وفیلسوف آنچنانکه در کشورهای مغرب زمین وجود دارد،انجام می گیرد نداریم. همانگونه که یادآوری شد،اساس کار به آموزش وپرورش بر می گردد وایجاد شخصیت علمی وپویا ،خلاق و مبتکر می باشد،که با دادن دید انسانی وخدمت به نوع انسانی کامل می شود،وبه اینگونه است،که ما میتوانیم آموزش وپرورشی بوجود اوریم که هم فیلسوف ،دانشمند نظریه پرداز پرورش دهد ونیز در خدمت انسان وجامعه ی انسانی باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 18:25  توسط گودرز شفیفیان  | 

خزعبلات

گاهی اوقات فکری

ول کن این ابلهان

اسیر فضای هذیان

عالمشان فانتزی

مسخ و درجا زدن

به تو چه ربطی دارد

جهان را آنچنان

بگذار در خیال خود غرق

با این خزعبلات خیالشان تخت

مگر می توان بیکار نشست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 18:15  توسط گودرز شفیفیان  | 

حقوقی

ناتوان سرپناه

دخل و خرجم کجا؟

قاعده معکوس باشد.

واسطه دلال فساد

بهم خورم نظاره ات را

خارج از حساب

ایده آل زیست ِ پاک

زجر و افتادن ز پا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

بهمن ۱۳۸۳

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 17:55  توسط گودرز شفیفیان  | 

عادی

 

آه روح و روانم

         ای کاشکی عادی بودم

                   همچون همجواران

               بافتن آسمان و ریسمان

                              با آن دل خود را خوش

               پنداشت واقعیت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 17:49  توسط گودرز شفیفیان  | 

ویران

خانه ام ویران

         نامطبوع

              مخوف

بندها، دیوارها

  انتظار بی انتها

       اشتیاق حریت

خانه ای نو بایدم

فارغ از هر بند و غل

......................

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 18:1  توسط گودرز شفیفیان  | 

کی بود کی بود؟

به یاد پوینده و مختاری

................................

  کی بود کی بود

          من نبودم

                   نه پس کی بود؟

                                     اون خارجی

دروغ نگو

    حاشا نکن

      تو که تو خونه نشسی

   ببند اون دهنتو

       نیش به جانم می زنی

               مرگ به کامم می کنی

     مهر سکوت به لب بزن

            و گر نه هرچی دیدی

            به چشمون خودته

           شتر دیدی ندیدی.

                                                      آذر ۷۷

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 17:33  توسط گودرز شفیفیان  | 

برای مبارزات معلمان

کنون به خود آمده

رها کرده نزار

طعم چشان وحدت

باید رها بهره کش

تا کی الینه بودن

گویند خدمت ما

راهت راه انبیا

کار شکم را نباش

صرف نظر واقعات

بیا جمع توده وار

تا ما لذت و سوار

منزلت به چه دردت؟

معیشتی هم نخواه

صحبت نکن مسکن،نان

باش دایم حال زار

مناسبات دلال مستغلاتیم

کارگر ، معلم ، زحمتکش نمی شناسیم.

.........................فروردین ۸۶

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:30  توسط گودرز شفیفیان  |